
با این فرهنگ dating ارتباط برقرار نمی کنم. یا دست کم «هنوز» ارتباط برقرار نمی کنم. آخه چطور ممکنه که با یکی شروع کنی بیرون رفتن و بعد از چند بار بیرون رفتن اونقدر بهش احساس علاقه کنی که رابطه ای شکل بگیره؟ باید توی جلسه ی تراپی م هم در موردش صحبت کنم. از طرفی، چطور این همه آدم باهاش اوکین و من نیستم؟ اینه که یه جای کار می لنگه. گرچه، آدما با خواستگاری هم اوکین و من نیستم. و این دو روش مثل هم هستن به نظرم. من فکر می کنم دو تا روش وجود داره برای شکل گرفتن یه رابطه ی دلپذی...
ادامه مطلب
در دکتراست که آدم یاد می گیره کارش رو با تمام خوبی و بدی هاش دوست داشته باشه :دی و از اونجا یاد می گیره خودشو بیشتر دوست داشته باشه، با خوبی ها و بدی هاش. بخوانید...
ادامه مطلب
به هوا نیازمندم به کمی هوای تازه به کمی درخت و قدری گل و سبزه و تماشا به کمی قدم زدن کنار این دل به کرانه های آبی به کمی غزال وحشی به شما نیازمندم... xa0 نوشته بود که از عمران صالحی....
ادامه مطلب
دوستش داشتم... خیلی زیاد. بیشترین دوست داشتنی که توی زندگیم تجربه کرده بودم... و براش تلاش کردم. براش صدهزار بار گفتم که چقدر دوستش دارم و چقدر بودنش برام ارزشمنده. اینکه چقدر می خوام که توی لحظه هام ...
ادامه مطلب
با یادت صنما، پیمانه شکنم xa0 https://soundcloud.com/een-o-un-band/snlsxifar8vx...
ادامه مطلب
تجربه ی گشتن توی دنیای تاریکی و بی پناهی، به من یاد داد که این دنیا پر از ناخوشایندیه. آدمایی که در معرض بدی، روحشان خط خطی شده و با این روح خط خطی توی دنیا قدم می زنن. وقتی که آدم قوی باشه، مشکلی نیس...
ادامه مطلب
آیا میان این همه اتفاق، من از سر اتفاق زنده ام هنوز؟... :)...
ادامه مطلب
Hermann Hesse (fromxa0Trees: Reflections and Poems): For me, trees have always been the most penetrating preachers. I revere them when they live in tribes and families, in forests and groves. And even more I revere them when they stand alone. They are like lonely persons. Not like hermits who have stolen away out of some weakness, but like great, solitary men, like Beethoven and Nietzsche. In their highest boughs the world rustles, their roots rest in infinity; but they do not lose them...
ادامه مطلب