Dear Diary
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
اون روزی که وبلاگ نویسی رو شروع کردم، حسم بهش دفتر خاطراتم بود. می خواستم نذارم که نظر آدما بهم جهت بده. می خواستم برام مهم نباشه که چند نفر لایک می کنن و چی نظر می دن. البته که اون روزا، لایک نبود ه
Silence
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
سکوت... رفتم به بلاگ گذشته هام سر زدم و این پست رو دیدم: http://tillever.blogfa.com/post-195.aspx کلا که عاشق نوشته هام شدم باز(از اونجا که معمولا همیشه از خیلی چیزا ذوق می کنم!:دی) و به فکر رفتم.
Once upon a time, Thoughts again
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
بعد از این همه نوشتن، بعد از این همه قانون در آوردن، به جایی می رسی که دیگه هیچ قانونی اونقدر هیجان زده ات نمی کنه. به جایی می رسی که انگار باید یه راه جدید پیدا کنی برای یادگرفتن و پیش رفتن. ( و صدای
Spirit of Prague
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
این روزا دارم کتاب "روح پراگ" رو می خونم... و چقدر حرف! و چقدر بحث ها...xa0 هیچ وقت می شه از چیزی مطمین بود؟ ولی خب... باید به تجربه قناعت کرد! باید به فهم همون لحظه ها قناعت کرد... یعنی این بهترین کاری
Mistakes?
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
یکی از موضوع های جدیدی که توجهم رو جلب کرده اینه که چرا اینقدر سخت برخورد می کنم با اشتباه کردن... جدی چرا؟ :-؟ جالبتر اینه که این اتفاق همیشگی نیست... توی یه موضوع هایی اونقدر رها و راحت، توی یه موضوع هایی خیلی خیلی سخت...! جای بسی تفکر... :)
Observer!
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
همیشه نظاره گر بودن... کافی نیست. باید قضاوت کرد گاهی!(بعدا احتمالا بیشتر می نویسم فکرای درهم و برهمو در این باب!) گرچه که نظاره گر بودن یکی از ویژگی های خوب و واجب زندگی می تونه باشه... دست کم یکی از
Society? How far?
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
از کجا شروع می کنیم به اهمیت دادن به آدما توی ابعاد شخصی زندگیمون؟ اصلا تعریف شخصی چیه؟ خب واضح اینه که شخصی و غیرشخصی واسه هر کسی یه بازه ای از کارا رو پوشش می ده. اما با این حال، با همون تعریف شخص
Deep Inside!
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
قبل ترها، خیلی بیشتر توی دنیای خودم بودم و کمتر حرف می زدم. نوشتن برام خیلی راحت تر بود تا رو به رو صحبت کردن و دلیلشم این بود که می خواستم اونچه در ذهن دارم رو منتقل کنم. شاید برای یک نامه چند خطی، چ
Tranquillity
-
تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 2:07
روز تولدم، هر وقتی و هر جوری که باشه، هر قدرم که سخت گرفتنم برای خوب بودنش شرایطو "اونطور که باید" خوب پیش نبره، بازم به خاطره ها و عکسا و فیلما که نگاه می کنم جزو حال خوشترین روزهای زندگیه... هر قدرم
داشتن و نداشتن
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
نداشته هایت را وقتی می فهمی، که داشتن را تجربه کنی... آزادی را وقتی در میابی که از حصر اسارت بیرون آمده باشی... و آیا می توان گفت نداستن همان آزادیست؟ و آیا می توان آزادی را به ذهن انتصاب داد؟ آیا آن کسی که از روز تولد کیف سنگینی از سنگ به دوش داشته، با لحظه ی نداشتنش برابری می کند؟ کسی که همواره سن...
Broken!
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
همیشه در حال تلاش برای درک کردن بودم... تقریبا همیشه! و بدانیم که کار ساده ای نیست درک کردن افراد! باید رنج کشید(که شاید این یکی از راه های درک کردن باشد) تا جایی که رنج را درک کنی. باید شاد شوی تا جایی که به همان اندازه شادی کنی. وقتی درک می کنی که با مخاطب یکی شوی، وقتی که با تمام وجود بفهمی! و حا...
آینه
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
One great thing about participating in social activities and interacting with people(especially in a new environment since you are more distant from your own personal biases in a sense and closer regarding some other perspective) is to broaden your own understanding of not only the human beings, but...
Traveler!
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی.... و هیچ وقت به اندازه این روزها، نفهمیده بودمش :-) تفاوت آدم های سفرکرده و سفر نکرده رو وقتی توی کشور دیگه ای زندگی کنی، خیییلی بیشتر می شه دید. #Remember
Lie
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
تفاوت محبت و اعتماد با احمق و ساده بودنو کی می خوایم بفهمیم، نمی دونم! :زورگرفتگی!:دی
هر که بامش بیش؟
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
As perfectionist, just submitted a very imperfect research statement and feeling awful about it!Great opportunity to improve myself tough!
Honesty!
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
Some of the publications are so honest that you'll fall in love with them! <3 On the contrary, some articles are so unclear that you never can trust except exploring them yourself from all possible perspectives! Why? Really Why?xa0 در باب صداقت همان بس که اعتماد از جمله پیامدهای آن است! :دیxa0 بله، ...
ٍExhausted!
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
و مهسای امروز یه نگاه دیگری داره... زندگی همین امروزه. زندگی اونه که می خوای... زندگی نه این انتظارهای بی معنیست. زندگی اونچیزیه که در تو شوق رفتنو بیدار می کنه... زندگی همین امروزه. زندگی همین تویی... :قلب
ُSchool
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 21:14
تا اینجا از زندگی، هیچ جا به پذیرایی و خوبی فرزانگان نبوده برام :) حالا هی بگین سمپاد بد :| این جامعه کلا در حال زدن همه ی آدما و ساختاراست... یه سری زامبی زورگو! آه که آرامش رهایی از قیل و قال جامعه ام آرزوست...
دانی که را سزد صفت پاکی: آنکو وجود پاک نیالاید
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:41
ناراستی آدم راxa0بهxa0بهبوهه ی جنگل ابهام می برد! آدم راxa0به سمتxa0پرتگاهی در بلندترین ِxa0کوه ها و دامنه ها سوق می دهد و به یک بارهxa0 در دستانی از هیچxa0می سپارد. هیچ گاه نخواهی فهمید لبخندیxa0و اشکی، درود یا بدرودی، نگاه یا صدایی را... و این حقیقت محبوس ِxa0میان بود و نبود. میان فهم و نفهمیدن ها...
وبلاگ تکونی!
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 13:31
بیاید و در مورد اولویت حرف نزنیم. دست کم فعلا. - من که چیزی نگفته بودم، خودت شروع کردی! :D چی شده که توی این گیرودار این همه کاااار، یاد بلاگم افتادم. می خواستم برمxa0که بلاگ تکونی کنم.... البته تجربه نشون داده که من معمولا توی همین مواقع هم هست که بلاگم سر می زنم. :D هر کسی توی زندگی شخصیش، ممکنه